<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دانش شهرسازی</title>
    <link>https://upk.guilan.ac.ir/</link>
    <description>دانش شهرسازی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش اصول هندسی در زیبایی شناسی شهری</title>
      <link>https://upk.guilan.ac.ir/article_9657.html</link>
      <description>بیان مسئله: شکل‌گیری ریخت شهرها همواره مبتنی بر به‌کارگیری هندسه بوده است؛ از اجزاء کالبدی خرد مانند معابر، میادین، فضاهای باز تا ترکیب کلان شهر، اصول و قواعد هندسی نقشی اساسی در نظم‌دهی و زیبایی‌شناسی فضاهای شهری دارند. با این وجود، نحوه تأثیرگذاری اصول هندسی مشخص مانند ایجاد محور و رعایت تناسبات بر درک زیبایی شهر به‌صورت نظام‌مند کمتر تبیین شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین ویژگی‌ها و تأثیرات برخی اصول هندسی کلیدی در زیبایی شناسی ساختار شهر انجام شده است. روش پژوهش: این مطالعه از نوع نظری تحلیلی کیفی است که با اتکا بر مطالعات کتابخانه‌ای و تحلیل موردی انجام شده است. ابتدا مبانی نظری پیرامون نقش هندسه در معماری و شهرسازی مرور شده و سپس به‌عنوان نمونه، هندسه و تناسبات در طراحی میدان تاریخی نقش‌جهان اصفهان مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته‌ها: نتایج نظری نشان می‌دهد اصول هندسی نظم‌دهنده‌ای چون محور، تقارن و تناسبات از دیرباز زیربنای ترکیب فضاهای معماری و شهری بوده و عامل ایجاد نظم بصری و هماهنگی قلمداد می‌شوند. تحلیل نمونه موردی حاکی از آن است که سازمان هندسی طرح میدان نقش‌جهان (شبکه‌بندی مبتنی بر اشکال منتظم نظیر چندضلعی‌های منتظم) سبب هم‌راستایی اجزای کالبدی اصلی با محورهای هندسی و تحقق تناسبات طلایی در ابعاد میدان شده است.نتیجه‌گیری: به‌کارگیری هوشمندانه اصول هندسی در ساختار شهر موجب ایجاد نظم، خوانایی و وحدت در عین تنوع شده و در نتیجه به ارتقای ادراک زیبایی فضاهای شهری می‌انجامد. این یافته‌ها بر ضرورت توجه طراحان شهری به هندسه به‌عنوان ابزار شکل‌دهنده زیباشناسی و کیفیت محیطی تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای ارتقاء نظام شهری استان گیلان با رویکرد برنامه‌ریزی فضایی</title>
      <link>https://upk.guilan.ac.ir/article_9670.html</link>
      <description>بیان مسئله: رشد شتابان شهرنشینی و تمرکز جمعیت در چند قطب شهری از چالش‌های اساسی نظام شهری ایران به شمار می‌رود. استان گیلان به‌عنوان یکی از نواحی شمالی کشور، در دهه‌های اخیر دستخوش دگرگونی‌های فضایی چشمگیری در ساختار نظام شهری خود شده است. تمرکز جمعیت و فعالیت‌های اقتصادی و خدماتی در شهر رشت و در مقابل، رکود نسبی شهرهای میانی و کوچک، موجب بروز نابرابری فضایی و گسست در شبکه سکونتگاهی استان گردیده است.هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل کمی تحولات نظام شهری گیلان در بازه زمانی ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۰ و ارائه راهبردهایی برای تعادل‌بخشی فضایی در چارچوب برنامه‌ریزی فضایی انجام شده است.روش: روش تحقیق از نوع کاربردی&amp;amp;ndash;تحلیلی است و داده‌های مورد نیاز از سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن و آمارنامه‌های رسمی استخراج شده است. برای تحلیل روند تمرکز و تعادل در شبکه شهری، از مدل‌ها و شاخص‌های کمی شامل رتبه&amp;amp;ndash;اندازه، گینزبرگ، مهتا، هرفیندال&amp;amp;ndash;هیرشمن، موما، آنتروپی و کشش‌پذیری شهری استفاده شده است.یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که ساختار نظام شهری گیلان در تمامی دوره‌های آماری مورد بررسی، دارای گرایش بالا به تمرکز جمعیتی و عملکردی در شهر رشت بوده و الگوی نخست‌شهری بر سلسله‌مراتب شهری استان حاکم است. با وجود کاهش نسبی تمرکز از دهه ۱۳۸۰ به بعد و رشد تدریجی برخی شهرهای میانی، این شهرها هنوز نتوانسته‌اند نقش تعادلی مؤثری در شبکه شهری ایفا کنند.نتیجه‌گیری: در مجموع، نظام شهری گیلان همچنان در مرحله گذار از تمرکز به تعادل نسبی قرار دارد. برای دستیابی به پایداری فضایی و تعادل جمعیتی در استان، راهبردهایی مانند تقویت کارکردهای اقتصادی و خدماتی شهرهای میانی، تمرکززدایی از رشت، ایجاد خوشه‌های شهری منطقه‌ای، و توسعه زیرساخت‌های ارتباطی میان شهرهای استان پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختارهای پنهان هوشمندی فضایی و شکل‌گیری اجتماعات محلی؛ کاربرد روش چیدمان فضا در بافت مرکزی شهر بجنورد</title>
      <link>https://upk.guilan.ac.ir/article_9669.html</link>
      <description>بیان مساله: در طراحی شهری معاصر، نقش چیدمان فضایی در شکل‌گیری تعاملات محلی و اجتماعات شهری اهمیت زیادی دارد. مفهوم &amp;amp;laquo;هوشمندی فضایی&amp;amp;raquo; نشان‌دهنده توانایی فضا در هدایت رفتار، تعامل و حرکت ساکنان است، آنچه در بررسی در مقیاس شهری و محله‌ای هنوز جای مطالعه بسیار دارد.هدف: این پژوهش با هدف کشف ساختارهای پنهان هوشمندی فضایی و بررسی رابطه آن با شکل‌گیری اجتماعات محلی در شهر بجنورد انجام شد.روش: داده‌های شبکه معابر بافت مرکزی از طریق روش چیدمان فضا و نرم‌افزار دپس‌مپ پردازش شدند و شاخص‌های شبکه‌ای در چهار دسته اصلی شامل حرکتی و دسترسی، مسیر و جریان، محلی و شبکه، و هندسی تحلیل گردیدند.یافته ها: یافته‌ها نشان می‌دهند که محورهای با یکپارچگی و دسترسی و انتخاب مسیر بالا، هسته مرکزی شبکه را شکل می‌دهند و جریان‌های حرکتی و تعاملات اجتماعی ساکنان را هدایت می‌کنند؛ محورهای فرعی با اتصالات محلی و کنترل متوسط نقاط اجتماع‌پذیر محله‌ای را ایجاد می‌کنند. تحلیل تطبیقی با نقشه محلات نشان می‌دهد که محلات مجاور محورهای اصلی، بیشترین بهره‌مندی از شبکه و هم‌پیوندی فضایی را دارند، در حالی که محلات پیرامونی از نقش محدودتری برخوردارند. این الگوها بیانگر هوشمندی فضایی نهفته در بافت است؛ یعنی شبکه معابر و ساختار کالبدی بافت می‌تواند خود به‌صورت توزیع‌شده، جریان‌های اجتماعی، حرکت روزمره و تعاملات محلی را هدایت و هماهنگ کند، بدون آنکه تماماً تابع تصمیمات نهادی یا فناوری‌های نوین باشد.نتیجه‌گیری: این نتایج، هوشمندی فضایی نهفته در بافت مرکزی شهر را برجسته می‌کند و نشان می‌دهد که ساختار شبکه معابر، حتی بدون فناوری‌های پیشرفته، قابلیت هدایت تعاملات اجتماعی و تقویت پیوند محله‌ای را دارد. پژوهش حاضر ابزاری عملی برای شناسایی ظرفیت‌های بالقوه شهری و طراحی بازآفرینی پایدار شهری فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی عوامل مؤثر بر تخریب سرمایه‌های طبیعی (مطالعه موردی: شهر یزد)</title>
      <link>https://upk.guilan.ac.ir/article_9664.html</link>
      <description>رشد شهرنشینی و توسعه ناموزون شهری بدون درنظرگرفتن توان‌های محیطی، منجر به تخریب دارایی‌های طبیعی و بروز چالش‌های زیست‌محیطی شده است. سرمایه‌های طبیعی شهری نقش مهمی در بهبود کیفیت هوا، کاهش اثرات جزیره گرمایی، ارتقای سلامت جسمی و روانی و افزایش زیست‌پذیری شهرها دارند. بااین‌حال، اندازه‌گیری و ارزش‌گذاری این دارایی‌ها در تصمیم‌گیری‌های شهری دشوار است. رویکردهای جدید، بر مدیریت دارایی‌های طبیعی شهر و تأثیر آن بر سلامت شهروندان تأکید دارند. شهر یزد، به‌عنوان شهری کویری، با محدودیت‌های جدی در سرانه فضای سبز و تخریب باغات سنتی مواجه است.: داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و پرسش‌نامه‌های مبتنی بر نقشه شناختی فازی گردآوری شده و جامعه آماری شامل ۱۷ نفر از متخصصان محیط‌زیست و برنامه‌ریزی شهری بوده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MENTAL MODELLER انجام شده است.نتایج نشان داد که سیستم تخریب دارایی‌های طبیعی شهر یزد ماهیتی پیچیده و غیرخطی دارد، به‌طوری که تراکم سیستم برابر با 795/0 بوده و میانگین تعداد ارتباطات به‌ازای هر عنصر 93/11 محاسبه شده است. عوامل مؤثر بر تخریب دارایی‌های طبیعی در هفت محور اصلی شناسایی شدند که بیشترین سهم متعلق به عوامل محیط‌زیستی و اقلیمی با ۷ عامل و پس از آن، عوامل حمل‌ونقل و انرژی با ۶ عامل بود. همچنین، عوامل اقتصادی و توسعه‌ای با ۵ عامل، عوامل جمعیتی و اجتماعی با ۴ عامل و سایر عوامل مرتبط با منابع آب، گردشگری، پسماند و ساختار شهری در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند.عوامل محیط‌زیستی و اقلیمی با ۷ متغیر، بیشترین تأثیر را بر تخریب منابع طبیعی دارند ، در حالی که عوامل حمل‌ونقل و انرژی با ۶ عامل، و عوامل اقتصادی و توسعه‌ای با ۵ عامل در رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. تحلیل ساختاری مدل نشان داد که تراکم سیستم برابر با 795/0 است و هر عامل به‌طور میانگین با 93/11 عامل دیگر ارتباط دارد، که نشان‌دهنده پیچیدگی بالای تعاملات میان متغیرهاست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مؤلفه‌های محیط ساخته‌شده شهری بر سلامت روان: یک مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://upk.guilan.ac.ir/article_9666.html</link>
      <description>چکیده بیان مسئله: رشد شتابان شهرنشینی در دهه‌های اخیر همراه با تحولات کالبدی و اجتماعی در فضاهای شهری، تأثیرات چندلایه‌ای بر سلامت روان ساکنان شهرها بر جای گذاشته است. در این میان، عناصر محیط ساخته‌شده مانند فضاهای سبز، کیفیت مسکن، تراکم، طراحی معابر و انسجام اجتماعی، نقش معناداری در شکل‌گیری وضعیت روانی افراد ایفا می‌کنند. با وجود تعدد مطالعات تجربی در این حوزه، نبود یک مرور نظام‌مند جامع که بتواند الگوهای مشترک و شکاف‌های موجود را تحلیل کند، محسوس است.هدف: هدف پژوهش حاضر، مرور نظام‌مند مطالعات تجربی انجام‌شده در یک دهه اخیر (2014&amp;amp;ndash;2024) پیرامون تأثیر مؤلفه‌های کالبدی و اجتماعی محیط شهری بر سلامت روان، با هدف استخراج الگوهای علی و راهبردهای مداخله‌ای مبتنی بر شواهد است.روش: مطالعه با رویکرد مرور نظام‌مند بر اساس چارچوب PRISMA و با جستجو در پایگاه‌های PubMed، ScienceDirect و Google Scholar انجام شد. پس از غربالگری ۵۷۵ رکورد اولیه، در نهایت ۲۶ مطالعه تجربی واجد شرایط وارد تحلیل نهایی شدند. داده‌ها از طریق روش تماتیک و تحلیل مقایسه‌ای در قالب محورهای مفهومی استخراج گردیدند.یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد مؤلفه‌هایی مانند سبزینگی، طراحی شهری، انسجام اجتماعی، و کیفیت سکونت‌گاه‌ها از طریق متغیرهای میانجی مانند کاهش استرس، افزایش تعامل اجتماعی و حس تعلق، تأثیر مثبتی بر سلامت روان دارند. این تأثیرات در بافت‌های پرجمعیت و کشورهای در حال توسعه ملموس‌تر است.نتیجه‌گیری: مرور حاضر بر اهمیت طراحی محیط شهری انسان‌محور تأکید دارد. تدوین سیاست‌های مبتنی بر شواهد که به عناصر ارتقاءدهنده سلامت روان توجه داشته باشند، می‌تواند نقش مؤثری در بهبود کیفیت زندگی ساکنان شهری ایفا کند. نقشه مفهومی ارائه‌شده نیز چارچوبی برای تحلیل و مداخله در سطح سیاست‌گذاری فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین اثربخشی روانشناختی طراحی بایوفیلیک در فضای شهری: یک مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://upk.guilan.ac.ir/article_9667.html</link>
      <description>هدف: پژوهش پیش‌رو با هدف مرور پژوهش‌های مرتبط با حوزه ادبیات طراحی بایوفیلیک و سلامت روان و بازیابی روانشناختی در زمینه خاص مطالعات طراحی شهری مبتنی بر روش مرور سیستماتیک و تحلیل توصیفی و کیفی محتوا انجام شده است.روش: پس از بررسی پژوهش‌ها در پایگاه‌های علمی داده مرتبط با زمینه طراحی شهری و حذف و پایش مقالات طی فرآیندی مبتنی بر چارچوب پریزما، 28 مطالعه انتخاب شده و زمان انتشار، نشریه، خاستگاه پژوهش، نوع مقیاس مطالعاتی، روش و رویکرد پژوهش، تمرکز اهداف مطالعاتی و یافته‌های پژوهشی آن‌ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهند؛ اهمیت این موضوع در پنج سال اخیر و عمدتا در کشورهای اروپایی و آمریکایی مورد توجه قرار گرفته است. یافته‌های کیفی نیز بیانگر این است که پژوهش‌های منتخب عمدتا مکان‌محور با رویکرد ترکیبی کمی-کیفی انجام شده‌اند. این پژوهش‌ها متمرکز بر ده مقوله شناختی در زمینه مهم‌ترین دغدغه‌های مرتبط با طراحی بایوفیلیک و سلامت روان و بازیابی روانشناختی‌اند. اثربخشی روانشناختی طراحی بایوفیلیک در فضای شهری نیز می‌تواند در چارچوب شش زمینه اصلی تحقق یابد. مقوله‌های احساسی-شناختی و منظر طبیعی سبز بیشترین حوزه تمرکز پژوهشی و زمینه‌های ادراکی-شناختی و زیست‌محیطی از کاربردی‌ترین زمینه‌ها در تعریف چارچوب اثربخشی روانشناختی طراحی بایوفیلیک در فضای شهری به شمار می‌روند. هم‌چنین در ساختار محتوایی این مطالعات، سلامت و طراحی بایوفیلیک با مفاهیم ترمیم یا بازیابی، استرس و فضای سبز شهری دارای بیشترین پیوند و ارتباط است.نتیجه‌گیری: با وجود حجم مطالعات انجام شده در زمینه طراحی بایوفیلیک، یافته‌های پژوهش حاضر می‌تواند به بینش عمیق‌تر در حوزه اثربخشی روانشناختی این نوع طراحی دوستدار طبیعت دست یابد. هم‌چنین به‌واسطه پایه‌ریزی تئوریک پژوهش‌ها و مطالعات مرتبط با ادبیات طراحی دوستدار طبیعت و سلامت‌محور می‌تواند راهنمایی برای پژوهش‌های آتی در زمینه‌های متعدد ادبیات موضوعی، روش‌شناسی، دغدغه و چالش‌ها به‌ویژه در بستر مطالعاتی پژوهش‌های داخلی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی پروژه های مسکن بر اساس شاخص های ساختمان انرژی صفر (مسکن مهر پردیسان شهر قم)</title>
      <link>https://upk.guilan.ac.ir/article_9672.html</link>
      <description>بیان مسئله: توسعه شهرنشینی و به دنبال آن توسعه ساخت مسکن به عنوان ملموس ترین پدیده عصر حاضر شناخته می شود. یکی از مفاهیم تقریبا جدید که در ادبیات برنامه ریزی مسکن مطرح شده است ، مفوم مسکن کربن صفر است که بر صرفه جویی در مصرف انرژی و نیز میزان مصرف انرژی تاکید دارد. موضوع مسکن کربن صفر در سال های اخیر مورد توجه پژوهشگران در حوزه مسکن بوده است. هدف: در این پژوهش که با روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی و مبتنی بر روش مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است ، هدف بررسی وضعیت محدوده منطقه 8 شهرداری قم از جهت تناسب با شاخص ها و مولفه های مسکن کربن صفر بوده استروش: برای این منظور پرسشنامه ای تنظیم و در حجم نمونه 386 نفری در محدوده توزیع شده است. در تحلیل یافته ها از آزمون های t تک نمونه ای و آنووا به منظور مقایسه محلات استفاده شده است.یافته‌ها: نتایج بیانگر این مطلب بود که دراغلب شاخص ها تناسبی مشاهد نمیشود فقط در سه شاخص ظرفیت حرارتی جداره با مقدار 2/8 ،مصرف انرژی با مقدار 7/9 و استفاده از انرژی خورشید با مقدار 9/4 وضعیت نسبتا مطلوبی داشته است. همچنین نتایج آزمون آنووا به منظور مقایسه محلات مختلف از حیث تناسب با شاخص های مسکن کربن صفر نیز بیانگر وضعیت محله 1 و وضعیت بد محله شهرک نسبت به سایر محلات دوازده گانه محدوده مورد مطالعه دارد.نتیجه‌گیری: به طور کلی نتایج علی رغم تفاوت های محسوس مین محلات مختلف بیانگر وضعیت مطلوب از حیث شاخص های مدیریت بهینه انرژی بوده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
